تبليغاتX
اهل سنت و جماعت کردستان
بسم الله ارحمن الرحیم

نكته اي جالب در شيعه كه نشان از ريشه داشتن عقيده ي تشيع يهوديت و مجوسيت و نژاد پرستي دارد!

 

اگر چه شيعيان بدون آگاهي ائمه ي اثناعشر هر نسبتي را از خود به آنان مي رسانند كه البته در صورت آگاهي امامان نيز با برخورد شديد امامان مواجه شدند اما لقب سازي و افراط گري شيعه به امامان تمام شدني نيست و روز به روز به تعدادشان افزوده مي شود.

نوري طبرسي مي‌گويد که يکي از القاب امام زمان (خسرو مجوس) است  و اين لقب، لقب چهل و هفتم امام است!( النجم الثاقب، 1/185)

چه فاجعه و مصيبت بزرگي!

چگونه ممکن است که امام ما (خسروِ مجوس) ناميده شود؟! مجوسي‌ها چه ربطي با صاحب ‌الزمان دارند؟!

صاحب‌الزمان مي ‌آيد تا از دشمنان اهل بيت و در رأس آنها از ابوبکر و عمر انتقام بگيرد!!! ... اينگونه ياد گرفته بوديم، و عمر بن خطاب همان خليفه‌اي است که در دوران او ايران فتح شد و اسلام وارد ايران شد و براي اولين بار در تاريخ در ايران اذان گفته شد و نماز برپا گرديد ... من اين قضيه را با لقب صاحب‌الزمان ربط مي ‌دادم.

اما اگر مي‌خواهي بيشتر حيرت ‌زده شوي اين روايت بحارالانوار مجلسي را بخوان.

مجلسي از النوشجان بن البودمردان مردم روايت مي‌کند که گفت: وقتي فارس‌ ها از قادسيه آواره شدند و به يزدگرد خبر دادند که رستم شکست‌خورده و عربها بر او چيره شده ‌اند و گمان برد که رستم و هم فارسي‌ها هلاک شده ‌اند و پيکي نزد او آمد و گفت که پنجاه هزار نفر در جنگ قادسيه کشته شده‌ اند، يزدگرد به همراه خانواده اش پا به فرار گذاشت و دم در ايوان توقف کرد و گفت سلام بر تو اي ايوان! و من دارم از تو جدا مي ‌شوم و من با مردي از فرزندانم که زمانش فرا نرسيده به تو باز خواهد گشت.

سليمان ديلمي مي‌گويد: نزد ابوعبدالله –عليه السلام- رفتم و او رادر اين باره پرسيدم و به او گفتم: اينکه او گفت: با مردي از فرزندانم برمي‌گردد چه معني دارد؟ گفت: صاحب‌الزمان فرزند ششم من از نوادگان يزدگرد است و فرزند او به شمار مي‌رود. بحارالانوار، (51/163 – 164).

روزي که صاحب‌الزمان مي‌آيد روز انتقام است! صاحب‌الزمان فرزند يزدگرد انتقام پدران فارسي خود را از مسلماناني که فارس را فتح کرده‌اند خواهد گرفت، آري روايت چنين مي‌گويد و از لقب (خسروِ مجوس) چنين فهميده مي‌شود!

الله اکبر...! چگونه شيعيان از اين حقايق غافل اند؟!

اما موردي ديگر که بيشتر از اين مرا تکان داد ...

و آن اينکه در کتاب (الغيبه) محمد بن ابراهيم نعماني (ص 234) از ابي‌عبدالله –عليه السلام- روايت شده است که او گفت: «هرگاه امام زمان ظهور کند با عربها و قريش جز با شمشير با چيزي ديگر رفتار نخواهد کرد و عرب و قريش جز شمشير از او چيزي دريافت نمي‌کنند.»

چرا اين همه کينه با عرب و به خصوص با قريش؟!

بلکه روايات به صراحت مي‌ گويند که امام زمان هفتاد قبيله از قبايل عرب را تار و مار مي ‌کند و از بين مي ‌برد».( بحارالانوار، 52/333. حاشيه (1).)

سعي کن اين روايات را با آنچه قبلاً بيان شد که يکي از القاب صاحب‌الزمان (خسروِ مجوس) است و با اينکه جدّ صاحب‌الزمان يزدگرد, مسلماناني را که تاج و تختش را از دست او گرفتند به آمدن صاحب‌الزمان تهديد کرده است!! ربط بدهي.

اينها حقايقي در مذهب شيعه هستند که چون صاعقه بر سر هر عاقلي فرود مي‌آيند!

خلاصه داستان اين است که امام حسن عسکري (بشر بن سليمان النخّاس) را پيش خود خواست و به او گفت: تو را از رازي آگاه مي‌کنم که هيچ کس را از آن آگاه نمي‌نمايم، آنگاه به زبان رومي براي او نامه‌اي نوشت و مهر خود را بر آن زد و سپس به او دويست و بيست دينار داد و به او گفت: اين مبلغ را بگير و به بغداد برو وقتي به آن جا رسيدي به بازار برده‌فروشي برو، آن جا مردي هست به نام (عمر بن يزيدالنخاس)، از ميان کنيزاني که پيش او هستند کنيزي با فلان مشخصات هست – و نشانه‌هاي کنيز را براي او بيان کرد – که از نزديک‌شدن با مردان دوري مي‌کند، وقتي او را ديدي اين نامه‌ام را به او نشان بده. بشر به بغداد رفت و آنچه را که امام گفته بود ديد، و وقتي نامه را به کنيز داد، آن کنيز به شدت گريه کرد و به عمر بن يزيد گفت: مرا به صاحب اين نامه بفروش، سپس بعد از آن که بشر او را خريد از او پرسيد که علت گريه او چه بوده است، کنيز به او گفت: که من ملکه دختر يشوعا بن قيصر پادشاه روم هستم، و مادرم از فرزندان وصي و جانشن مسيح شمعون بن حمّون بن الصفا است)!!

سپس کنيز داستان عجيبي از پدر بزرگش قيصر که مي‌خواست او را به ازدواج برادرزاده‌اش در بياورد تعريف کرد، و گفت: که او محمد عليه الصلاه والسلام را در خواب ديد که پيش عيسي مسيح –عليه السلام- آمد و گفت که براي خواستگاري دختر وصي و جانشين, شمعون آمده‌ام، و کنيز تعريف کرد که چگونه بعد از آن فاطمه زهرا و مريم دختر عمران و هزاران زن بهشتي را در خواب ديده و چگونه امام حسن عسکري را در خواب ديد و امام عسکري به او گفت که پدربزرگش در فلان روز با لشکر بزرگي به جنگ مسلمان‌ها خواهد آمد، و گفت که تو بايد با لباس خدمت‌گذاري به لشکر بپيوندي و بعد از آن اسير مي‌شوي، اين داستان مادر صاحب‌الزمان است. ... داستاني که براي يک فيلم سينمايي( البته از نوع هندي) خوب است، نه اينکه عقيدة مسلماني باشد که قرآن آمده تا عقل او را ازخرافات و داستانهايي اين چنيني آزاد و رها نمايد... اما در مورد اينکه چگونه نرگس معامله مي‌شود و صاحب‌الزمان در شکم او قرار مي‌گيرد کافي است که روايتي را بخواني که عباس قمي در کتاب (منتهي‌الامال) و ديگر علماي مذهب سابقم بيان کرده‌اند.

روايت مي‌گويد: ما وصيت شدگان در شکم مادر قرار نمي‌گيريم و بلکه در پهلوي مادران خود هستيم، و از رحم مادر بيرون نمي‌آييم و بلکه از ران‌هاي راست مادرانمان بيرون مي‌آييم، چون ما نور خدا هستيم که چرک‌ها و آلودگي‌ها به آن نمي‌رسند!!

پيامبران از رحم مادرانشان متولد مي‌شوند و وصيت شدگان از اين چيز پاک و منزه هستند، کدام دين و اسلام چنين سخني را مي‌پسندد؟!

اما در مورد ولادت صاحب‌الزمان روايات مي‌گويند: وقتي سيّد –عليه السلام- به دنيا آمد نور درخشاني از او بيرون آمد که تمام افق آسمان را در برگرفت، و پرندگان سفيدي را ديدم که از آسمان پايين مي‌آمدند و بالهاي خود را بر سر و صورت و تمام بدن او مي‌کشيدند سپس پرواز مي‌کردند، آنگاه ابومحمد الحسن –عليه السلام- فرياد برآورد و گفت: عمه! او را بياور، وقتي او را آورد، او را به آغوش گرفت، ناگهان ديد که همه کارهايش انجام شده است (ختنه‌شده و نافش بريده شده است) و پاکيزه و تميز است، و بر بازوي راست او نوشته شده: ﴿جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً﴾. (الإسراء: 81)( منتهي‌الامال عباس قمي 2/561)

اما شيعه معتقد است شريعت و ديني که صاحب‌الزمان با آن فرمانروايي مي‌کند، شريعتي ديگر غير از شريعت ودين اسلامي است. ابن بابويه قمي در کتاب (الاعتقادات) مي‌گويد که مهدي هرگاه ظهور کند احکام ارث شريعت اسلام را منسوخ مي‌کند، از صادق روايت است که او مي‌گويد: «خداوند دو هزار سال پيش از آن که جسم‌ها را بيافريند ارواح را با يکديگر برادر کرده است، اگر قائم ما ظهور کند همان برادران روحي را وارث يکديگر قرار مي‌دهد و برادران تني و نسبي از همديگر ارث نمي‌برند»(الاعتقادات، (ص:83).)

و او هر کس را که سن او به بيست سال رسيد و در دين آگاهي ندارد مي كشد. اعلام الوري طبرسي، (ص:431) بحارالانوار (ص:52/152).

به نظر شما خوانندگان بر اساس چه حكمي افراد زير بيست سال بايد كشته شوند؟! آيا امامي كه بايد براي گسترش عدل بيايد اينچنين ظالم است؟! اي شيعيان عقلتان كجاست؟!

و صاحب‌الزمان طبق حکم (آل داود) حکومت مي‌کند نه طبق دستور و حکم (محمد و آل محمد)، روايات شيعه مي‌گويند: «هرگاه قائم آل محمد ظهور کند به حکم داود و سليمان حکم مي‌کند و براي اثبات ادّعا گواه نمي‌طلبد» (اصول الکافي،(ص:1/397).

و در روايتي ديگر آمده است: «هرگاه قائم آل محمد ظهور نمايد طبق حکم داود –عليه السلام- حکم مي‌کند و براي داوري و حکم‌کردن به گواه نياز ندارد» الارشاد مفيد، (ص:413)، و اعلام الوري طبرسي (ص: 433).

آنچه اين انديشه را در بردارد اين است که مهدي طبق قرآن حکم نمي‌کند و کتابي ديگر را به جاي آن قرار مي‌دهد، و اين آن چيزي است که روايت نعماني از ابي‌بصير به آن اشاره مي‌نمايد، او مي‌گويد: ابوجعفر –عليه السلام- گفت: «حضرت قائم کار تازه‌اي مي‌کند، و کتاب و قضاوت تازه‌اي مي‌آورد...( الغيبه نعماني (ص:154)، بحارالانوار، (ص:52/354).

«گويا دارم به او نگاه مي‌کنم که در بين رکن و مقام ابراهيم با مردم بر کتاب جديد بيعت مي‌کند» (الغيبه نعماني (ص:176)، بحارالانوار، (ص:52/135).

بلکه مقدّسات مسلمين هم از دست صاحب‌الزماني كه شيعه ادعا مي كند درامان نخواهند بود! زيرا روايات به صراحت مي‌گويند که: امام قائم مسجدالحرام را منهدم مي‌کند تا آنرا به صورت اصلي آن برگرداند، و مسجد پيامبر –صلى الله عليه وآله وسلم- را خراب مي‌کند تا به صورت اصلي‌اش آن را برگرداند، و کعبه را به جاي اصلي آن مي‌برد و به صورت اصلي‌اش آن را مي‌سازد»الغيبه طوسي، ص 282، بحارالانوار، 52/338

 

امیدواریم این شیعیان پر ادعا و متناقض گو به جای لعن خلفا ، به داد مذهب باطل خود برسند که البته چند دروغ را به رسم تقیه برای پوشاندن این تناقص نثار خواهند کردمنبع اهل سنت پونل

+ نوشته شده توسط عبدالحمید در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 14:17 |