تبليغاتX
اهل سنت و جماعت کردستان
حديث كساء دلیلی بر عصمت نیست (پاسخی به شیعیان)
موضوع ارسالي موضوع :

حديث كساء  دلیلی بر عصمت نیست
اين حديث را عايشه -رضی الله عنها-[1] روايت كرده است او مي‌گويد: به هنگام صبح پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در حالي كه چادري بر او بود بيرون آمد و علي و فاطمه و حسن و حسين -رضی الله عنهم- را داخل چادر كرد و گفت: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33)[2].
«خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد».
 شیعه هااز اين حديث استدلال مي‌كنند كه خداوند متعال خواسته است كه پليدي را از آنها دور كند، و هر چه خدا بخواهد مي‌شود، پس وقتي خدا پليدي را از آنها دور كرد آنها معصومند، و وقتي معصوم هستند بايد آنها از ديگران به خلافت سزاوارتر باشند.
و اين به خاطر امور زيادي باطل است:
اولاً: اين آيه‌اي كه آيه تطهير ناميده مي‌شود دربارة زنان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل شده است، چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿يَا نِسَاءَ النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً * وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً * وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفاً خَبِيراً﴾. (الأحزاب: 32- 34). «اى همسران پيامبر! شما همچون يكى از زنان معمولى نيستيد اگر تقوا پيشه كنيد; پس به گونه‏اى هوس‏انگيز سخن نگوييد كه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد! و در خانه‏هاى خود بمانيد، و همچون دوران جاهليت نخستين (در ميان مردم) ظاهر نشويد، و نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و خدا و رسولش را اطاعت كنيد; خداوند فقط مى‏خواهد پليدى و گناه را از شما اهل بيت دور كند و كاملا شما را پاك سازد. آنچه را در خانه‏هاى شما از آيات خداوند و حكمت و دانش خوانده مى‏شود ياد كنيد; خداوند لطيف و خبير است».
هر كس سياق اين آيات را مورد توجه قرار دهد يقين مي‌كند كه اين آيات در مورد زنان پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل شده‌اند.
شيعيان از ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ﴾. استدلال مي‌كنند و مي‌گويند با ضمير مذكر خطاب كرده است و نگفت (عنكن) و گفت ﴿وَيُطَهِّرَكُمْ﴾. و نگفت (يطهركن) يعني با ضمير مذكر خطاب كرده و با ضمير مونث خطاب نكرده است، و مي‌گويند وقتي با صيغه جمع مذكر خطاب شده اين خودش دليلي است كه همسران پيامبر از تطهير بيرون هستند و علي و فاطمه و حسن و حسين در آن داخل هستند و دليلش حديث عبا است. اما اين استدلال آنها باطل و پوچ است چون آيه به هم متصل است چنان كه مي‌فرمايد: ﴿وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ﴾. سپس دنبال آن فرمود: ﴿وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ﴾ پس در همه اين آيه‌ها زنان پيامبر مخاطب هستند.
دوم: به خاطر آن در ﴿لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ﴾. با صيغه جمع مذكر خطاب كرد چون كه پيامبر هم به همراه زنان در آن شامل مي‌شود زيرا او بزرگ اهل خانه‌اش مي‌باشد، چنان كه خداوند متعال دربارة همسر ابراهيم -عليه السلام- مي‌گويد: ﴿قَالُوا أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ رَحْمَتُ اللَّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَجِيدٌ﴾. (هود: 73).
«گفتند: آيا از فرمان خدا تعجب مي‌كنى؟! اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است; چرا كه او ستوده و والا است!».
با اينكه فقط ابراهيم و همسرش -علیهما السلام- بودند و كسي ديگر نبود، و خداوند متعال دربار موسي -علیه السلام-  مي‌فرمايد: ﴿فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ نَاراً قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَاراً لَعَلِّي آتِيكُمْ مِنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ﴾. (القصص: 29).  «هنگامى كه موسى مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانواده‏اش (از مدين به سوى مصر) حركت كرد، از جانب طور آتشى ديد! به خانواده‏اش گفت: «درنگ كنيد كه من آتشى ديدم! (مى‏روم) شايد خبرى از آن براى شما بياورم، يا شعله‏اى از آتش تا با آن گرم شويد».
و با موسي -علیه السلام- فقط زنش همراه بود.
پس اينكه خداوند مي‌فرمايد: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً﴾. (الأحزاب: 33). و با ضمير جمع مذكر خطاب مي‌كند براي آن است كه پيامبر در اين تطهير با زنانش شامل مي‌شود، نه اينكه علي و فاطمه و حسن و حسين در مفهوم آيه داخل هستند، و علي و فاطمه و حسن و حسين -رضي الله عنهم- به دليل حديث كساء از اهل بيت هستند، نه به دليل آيه، و حديث كساء دلالت مي‌كند كه علي و فاطمه و حسن و حسين از آل بيت پيامبر هستند، چون كه پيامبر آنها را با چادر پوشاند و اين آيه را خواند: ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ﴾، و اينگونه آنها را در اهل بيت قرار داد.
سوم: اينكه معني اهل بيت از همسران پيامبر و علي و حسن و حسين و فاطمه فراتر مي‌رود و ديگران را نيز شامل مي‌شود چنان كه در حديث زيد بن الأرقم آمد كه وقتي به او گفته شد آيا زنان پيامبر از اهل بيت او هستند؟ گفت: زنانش از اهل بيت او مي‌باشند، ولي اهل بيت او كساني اند كه زكات براي آنها حرام قرار داده شده است و آنها آل علي و آل جعفر و آل عقيل و آل عباس مي‌باشند[3]. پس بنابراين مفهوم اهل بيت افراد زيادي را شامل مي‌شود، زنان پيامبر به دليل آيه قرآن اهل بيت او هستند. و علي و فاطمه و حسن و حسين به دليل حديث كساء اهل بيت پيامبر هستند، و به دليل حديث زيد بن الأرقم آل عباس بن عبدالمطلب و آل عقيل بن ابي طالب و آل جعفر بن ابي طالب و آل علي بن ابي طالب از اهل بيت هستند، پس همه اينها اهل بيت پيامبر مي‌باشند، و بلكه تمام بني هاشم از اهل بيت هستند. به دليل حديث عبدالمطلب بن ربيعه بن الحارث بن عبدالمطلب كه گفت: ربيعه بن الحارث و عباس بن عبدالمطلب جمع شدند و گفتند: سوگند به خدا اگر اين دو پسر بچه (به من و فضل بن عباس اشاره مي‌كردند) را پيش پيامبر مي‌فرستاديم و آنها با ايشان سخن مي‌گفتند كه آن دو را امير و مسئول اين صدقات مي‌كرد و آنگاه آنها به مردم مي‌دادند و به خودشان مي‌رسيد، گفت: در همين اثناء علي بن ابي طالب آمد و در كنار آنها ايستاد و آنها همين مطالب را با او در ميان گذاشتند، علي گفت: چنين نكنيد، سوگند به خدا كه پيامبر اين كار را نمي‌كند ربيعه او را كنار زد و گفت: سوگند به خدا چون نسبت به ما حسادت مي‌ورزي اين را مي‌گويي، سوگند به خدا كه داماد پيامبر شدي اما ما به تو حسادت نكرديم.
علي گفت: پس آن دو را بفرستيد، آنها رفتند و علي به پهلويش دراز كشيد. مي‌گويد: وقتي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نماز ظهر را خواند آنها قبل از او به سوي حجره رفتند و مي‌گويد ما كنار حجره نشستيم تا آن كه پيامبر آمد و گوش‌هاي ما را گرفت. سپس گفت: آنچه را پنهان مي‌كنيد بگوييد، سپس او وارد شد و ما نزد او رفتيم و او در آن روز پيش زينب بنت جحش بود. مي‌گويد هر يك از ما از ديگري خواست كه حرف بزند سپس يكي از ما حرف زد و گفت: اي پيامبر تو از همه مردم بيشتر احسان مي‌كني و به خويشاوندان رسيدگي مي‌نمايي و ما اينك به سن بلوغ رسيده‌ايم و آمده‌ايم كه ما را بر بخشي از اين صدقات امير قرار دهي و ما همانند ديگر مردم آن را برايت جمع‌آوري مي‌كنيم تا به ما هم چون ديگر مردم چيزي برسد گفت: پيامبر تا مدتي طولاني ساكت ماند تا آن كه خواستيم با او سخن بگوييم. و زينب از پشت پرده به ما اشاره كرد كه با او سخن نگوييد. مي‌گويد: سپس فرمود: صدقه و زكات شايسته آل محمد نيست زيرا چرك‌هاي مردم است[4].
چهارم: آيه نمي‌گويد كه خداوند پليدي را از آنها دور كرده است چون خواستن خدا در اينجا به معني ارادة شرعي است يعني دوست دارد، و اين اراده غير از اراده تقديري است، بنابراين يعني خدا دوست دارد كه پليدي را از شما دور سازد، و ترديدي نيست كه خداوند پليدي را از فاطمه و حسن و حسين و علي و همسران پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس دور كرده است، ولي منظور از اراده در اين آيه، اراده شرعي است، به خاطر اين در حديث كساء آمده كه وقتي پيامبر آنها را با چادر پوشاند گفت: بار خدايا اينها اهل بيت من هستند پليدي را از آنها دور كن[5]. پس اگر خدا از آنها پليدي را دور كرده است چرا پيامبر دعا مي‌كند كه خدايا پليدي را از آنها دور كن؟!
و دعاي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم دليلي است كه اين اراده اراده‌اي شرعي است، مانند آن كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿يُرِيدُ اللَّهُ لِيُبَيِّنَ لَكُمْ وَيَهْدِيَكُمْ سُنَنَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَيَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ * وَاللَّهُ يُرِيدُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْكُمْ وَيُرِيدُ الَّذِينَ يَتَّبِعُونَ الشَّهَوَاتِ أَنْ تَمِيلُوا مَيْلاً عَظِيماً * يُرِيدُ اللَّهُ أَنْ يُخَفِّفَ عَنْكُمْ وَخُلِقَ الْإِنْسَانُ ضَعِيفاً﴾. (النساء: 26- 28).
«خداوند مى‏خواهد (با اين دستورها، راه‏هاى خوشبختى و سعادت را) براى شما آشكار سازد، و به سنتهاى (صحيح) انبياء و پيشينيان رهبرى كند. و خداوند دانا و حكيم است. خدا مى‏خواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك نمايد)، اما آنها كه پيرو شهواتند، مى‏خواهند شما بكلى منحرف شويد خدا مي‌خواهد (با احكامى كه تشريع كرده) كار را بر شما سبك كند; و انسان، ضعيف آفريده شده; (و در برابر طوفان غرايز، مقاومت او كم است)».
همه اين خواستن‌ها و اراده‌هايي كه خداوند ذكر كرد، اراده‌ها و خواست‌هايي شرعي هستند، خداوند مي‌خواهد كار را بر همه مردم آسان كند، و مي‌خواهد كه همه مردم توبه كنند. ولي آيا همه مردم توبه كرده‌اند؟ بعضي مردم مؤمن هستند و بعضي كافر، و خداوند توبه همه مردم را نپذيرفته است، خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ﴾. (التغابن: 2). «او است كه شما را آفريد، گروهي از شما كافريد و گروهي مؤمن، و خداوند نسبت به آنچه انجام مي‌دهيد بيناست».
پنجم: خداوند متعال مي‌خواهد پليدي را از هر كس و از هر مؤمني دور كند بنابراين پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به مسلمان فرمان داده كه وقتي مي‌‌خواهد نماز بخواند از جاهاي آلوده پرهيز كند، و خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿وَثِيَابَكَ فَطَهِّرْ﴾. (المدثر: 4). «و لباست را پاك كن».
و به وضوء و غسل كردن در زمان جنابت امر كرده است.
ششم: تطهير مخصوص علي و فاطمه و حسن و حسين -رضي الله عنهم- نيست بلكه كساني ديگر هم مورد تطهير قرار گرفته‌اند چنان كه خداوند متعال مي‌فرمايد: ﴿خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ﴾. (التوبة: 103). «(اى پيامبر) از اموال آنها صدقه‏اى (بعنوان زكات) بگير، تا بوسيله آن، آنها را پاك سازى و پرورش دهى! و (به هنگام گرفتن زكات،) به آنها دعا كن; كه دعاى تو، مايه آرامش آنهاست; و خداوند شنوا و داناست».
و مي‌فرمايد: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَامْسَحُوا بِرُؤُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّسَاءَ فَلَمْ تَجِدُوا مَاءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً فَامْسَحُوا بِوُجُوهِكُمْ وَأَيْدِيكُمْ مِنْهُ مَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَرَجٍ وَلَكِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾ (المائدة: 6).
«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه به نماز مى‏ايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر خود را مسح كنيد و پاها را تا قوزكهاى آن بشوييد، و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده (قضاى حاجت كرده)، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كرده‏ايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت و دستها بكشيد! خداوند نمى‏خواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مى‏خواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد».
و خداوند مي‌فرمايد﴿إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ وَيُذْهِبَ عَنْكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الْأَقْدَامَ﴾ (الأنفال: 11). «(اي مومنان! به ياد آوريد) هنگامى را كه خواب سبكى كه مايه آرامش از سوى خدا بود، شما را فراگرفت; و آبى از آسمان برايتان فرستاد، تا شما را با آن پاك كند; و پليدى شيطان را از شما دور سازد; و دلهايتان را محكم، و گامها را با آن استوار دارد».
هفتم: دور كردن پليدي بر اين دلالت نمي‌كند كه بعد از پيامبر خدا خليفه و جانشين هستند، بلكه ما يقين داريم كه خداوند پليدي را از علي دور ساخته است و بنابراين همه مؤمنان او را دوست دارند، و همچنين حسن و حسين و فاطمه و همسران پيامبر اينگونه هستند و بنابراين آنها امّهات المؤمنين ناميده شده‌اند: ﴿النَّبِيُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِي كِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ إِلاَّ أَنْ تَفْعَلُوا إِلَى أَوْلِيَائِكُمْ مَعْرُوفاً كَانَ ذَلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُوراً﴾ (الأحزاب: 6).
«پيامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است; و همسران او مادران آنها (مؤمنان) محسوب مى‏شوند; و خويشاوندان نسبت به يكديگر از مؤمنان و مهاجران در آنچه خدا مقرر داشته اولى هستند، مگر اينكه بخواهيد نسبت به دوستانتان نيكى كنيد (و سهمى از اموال خود را به آنها بدهيد); اين حكم در كتاب (الهى) نوشته شده است».
و همچنين خداوند پليدي را از همه اصحاب پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- دور كرده است و دليل آن آياتي است كه در گذشته بيان كرديم[6]، و بنابراين مسلمين اصحاب را دوست دارند، و دور كردن پليدي از آنها بر عصمت دلالت نمي‌كند و نيز بر امامت دلالتي ندارد.
 

[1]- این دروغی را که ادعا می‌کنند که اصحاب فضایل علی را پنهان می‌کرده‌اند برای ما آشکار می‌کند، و می‌بینیم که عایشه که آنها ادعا می‌کنند که با علی دشمنی داشته است این حدیث را در فضیلت علی روایت می‌کند و مسلم در صحیح خود آن را بیان می‌دارد.
[2]- مسلم، كتاب فضائل الصحابة حديث 2424.
[3]- مسلم، كتاب فضائل الصحابة حديث 2408.
[4]- مسلم، كتاب الزكاة حديث 1072، وربيعة بن الحارث بن عبدالمطلب بن هاشم بن عم النبي -صلی الله علیه وآله وسلم- است و تمامى بني هاشم از آل بيت هستند.
[5]- ترمذی، كتاب المناقب، باب مناقب أهل بيت النبي حديث 3787.
[6]- برای تفصیل بیشتر به مختصر تحفه اثناعشری ص 149 مراجعه کنید.
بر گرفته از کتاب:
نگرشي نو به تاريخ صدر اسلام
تأليف:دكتر عثمان بن محمد خميس

منبع سایت اهل سنت شمال
+ نوشته شده توسط عبدالحمید در سه شنبه پنجم آذر 1387 و ساعت 9:34 |