((بسم الله الرحمن الرحیم))
(رد بر استدلال شیعه در مورد حدیث غدیر)
حديث غدير از مهمترين دلايل شيعه بر اولويت علي به خلافت است تا آن كه دربارة آن كتابي يازده جلدي تاليف شده كه كتاب الغدير است، و اين حديث را امام مسلم در صحيح خود از زيد بن ارقم -رضی الله عنه- روايت كرده كه گفت: در محل آبي به نام خمّ بين مكه و مدينه پيامبر در ميان ما به سخنراني ايستاد و بعد از حمد و ستايش خدا و موعظه گفت: اما بعد، اي مردم نزديك است كه فرستادة پروردگارم بياد و من دعوت او را لبيك گويم و از ميان شما بروم، من در ميان شما دو چيز گران بها و مهم به يادگار ميگذارم اول كتاب خدا كه در آن هدايت و نور است، پس كتاب خدا را بگيريد و به آن چنگ زنيد، و پيامبر به تمسك به كتاب خدا مردم را برانگيخت و تشويق كرد و سپس گفت: و اهل بيت خودم را در ميان شما ميگذارم شما را سفارش ميكنم كه در رفتار با اهل بيت من، خدا را مراعات كنيد، و شما را سفارش ميكنم كه در رفتار با اهل بيت من خدا را مراعات كنيد سه بار آنرا تكرار كرد. حسين (راوي حديث از زيد بن ارقم) به او گفت: اهل بيت او چه كساني هستند اي زيد؟ آيا زنانش از اهل بيت او نيستند؟
گفت: بله، ولي اهل بيت او كساني هستند كه صدقه و زكات براي آنها حرام است. گفت: آنها چه كسانيند؟ گفت: آنها آل علي و آل عقيل و آل جعفر و آل عباس ميباشند.
گفت: بر همه اينها صدقه حرام شده است؟ گفت: بله[1].
و ترمذي[2] و احمد[3] و نسائي در خصاص[4] و حاكم[5] اين را اضافه كرده كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: هر كس من مولاي او هستم علي مولاي او است. و اضافههاي ديگر نيز روايت شده است كه فرمود: بار خدايا دوست بدار هر كس را كه او دوست ميدارد، و دشمن بدار كسي را كه با او دشمني ميكند، و ياري كن كسي را كه او ياري ميكند، و خوار كن كسي را كه او خوار ميكند، و او را مدار حق قرار بده.
مهم اين است كه حديثي كه در صحيح مسلم آمده در آن هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست ذكر نشده است، ولي اين جمله را ترمذي و احمد و نسائي و حاكم و غيره با سندهاي صحيحي از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- روايت كردهاند، و اما اضافههاي ديگر مانند بار خدايا دوستان او را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش، بعضي از علماي اين اضافه را صحيح قرار دادهاند ولي در اصل صحيح نيست، و اما اينكه بار خدايا هر كس او را ياري ميكند او را ياري كن و دشمنان او را خوار بدار و او را مدار حق قرار بده، دروغي است كه به پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نسبت داده ميشود.
اهل بدعت از اين حديث استدلال ميكنند و ميگويند علي جانشين بلافصل پيامبر است و ميگويند گفته پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- كه فرمود: هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست، يعني علي جانشين من است و مولي به معناي والي يعني سروري كه بايد از او اطاعت كرد.
و همچنين از علي -رضی الله عنه- روايت شده كه وقتي در رحبه در كوفه بود گفت: چه كسي از پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- شنيد كه در روز غدير خم به من ميگفت: هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي او است[6]، آنگاه دوازده صحابي بدري گواهي دادند كه ما شنيدهايم.
علت اين سخن پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به علي چه بود
شيعه ميگويند پيامبر در محل غدير خم در هواي بسيار گرم مردم را كه تعدادشان بيش از صد هزار نفر بود جمع كرد تا اين قضيه را براي آنها بيان كند كه هر كس من مولاي او هستم علي مولاي[7] اوست، و جملههاي ديگري نيز به اين اضافه ميكنند.
اول: بريده بن الحصيب -رضی الله عنه- ميگويد: خالد بن الوليد كسي را پيش پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرستاد تا كسي را بفرستد كه خمس را بگيرد[8]، آنگاه علي آمد و خمس را گرفت و سپس كنيزي از خمس را انتخاب كرد و با آن همبستر شد، بريده ميگويد: از علي متنفر بودم و او را ديدم كه غسل كرده بود[9]، به خالد گفتم: آيا اين را نميبيني؟! وقتي پيش پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- آمديم قضيه را با او در ميان گذاشتم، پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به من گفت: اي بريده آيا از علي متنفر هستي؟ گفتم: بله، فرمود: از او متنفر مباش او در خمس بيش از اين حق دارد[10]، در روايتي[11] ديگر آمده است. كه پيامبر به بريده گفت: هر كس من مولا و دوست او هستم علي هم مولا و دوست اوست.
دوم: بيهقي از ابي سعيد روايت ميكند كه علي آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع كرد، و فردي را به عنوان امير آنها مقرر كرد و خودش قبل از آنها به سوي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حركت كرد، سپس وقتي در ميان راه آنها به او رسيدند ديد كه فردي كه او آن را به عنوان امير مقرر كرده به لشكريان اجازه داده كه بر شتران سوار بشوند و ديد كه آثار سوار شدن از شتران نمايان است بنابراين علي خشمگين شد و نمايندهاش را سر زنش كرد.
ابو سعيد ميگويد: وقتي ما با پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- ديدار كرديم از سختگيري علي به او شكايت كرديم، و در روايتي ديگر آمده است كه لباسهايي بود كه آنها ميخواستند بپوشند اما علي آنها را منع كرد و اجازه نداد كه آن لباسها را بپوشند، آنگاه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: باز ايست اي سعد بن مالك (ابو سعيد) و سخنان ناشايستي به برادرت علي نگو، سوگند به خدا كه تو ميداني او كار درستي كرده است، اين را ابن كثير با سند جيد براساس شروط نسائي روايت كرده است و بيهقي و غيره آن را بيان كردهاند.
و ابن كثير ميگويد: وقتي حرفهاي زيادي دربارة علي از طرف آن لشكري كه علي آنها را از سوار شدن بر شتران صدقه منع كرده بود و لباسها را از آنها پس گرفته بود، گفته شد. پيامبر وقتي از حج بازگشت و مناسك آن را انجام داد در راه مدينه در جايي به نام غدير خم ايستاد و سخنراني كرد و دامان علي را پاك دانست و جايگاه او را بالا برد و به فضيلت او گوشزد كرد تا آنچه در دل بسياري از مردم جاي گرفته بود را دور كند[12].
پس سبب بيان اين حديث اين بود كه آنها دربارة علي -رضی الله عنه- حرف زدند، و بنابراين پيامبر -صلی الله علیه وآله وسلم- چيزي نگفت تا آن كه به مدينه بازگشت چرا؟ چون اين قضيه مخصوصاً به اهل مدينه ربط داشت چون كساني كه در مورد علي -رضی الله عنه- سخن گفته بودند از اهل مدينه بودند و آنها كساني بودند كه در جنگ با او همراه بودند.
غدير خم محلي در جحفه است كه تقريباً دويست و پنجاه كيلومتر از مكه فاصله دارد، و اينكه ميگويند جايي است كه از آن جا حجاج متفرق ميشوند و هر يك به سويي ميرود دروغ است. چون كه محل جمع شدن حجاج مكه است، و از همان مكه از همديگر جدا ميشوند، و اهل مكه در مكه باقي ميمانند، و اهل طائف به طائف بر ميگردند، و يمنيها به يمن و عراقيها به عراق ميروند، و همين طور هر كسي كه حج خود را تمام ميكند به شهرش باز ميگردد و قبيلههاي عربي از همان جا به سمت خيمههاي خود ميروند، پس فقط اهل مدينه و كساني كه در راه مدينه ميرفتند با پيامبر همراه بودند، و در ميان اينها پيامبر سخنراني كرد و گفت هر كس من مولاي او هستم علي مولاي اوست، اختلاف اهل سنت و شيعه در مفهوم و معناي كلمه مولا است، نه در اينكه پيامبر آن را گفته يا نگفته، شيعه ميگويند من كنت مولاه يعني كسي كه من والي او هستم پس علي والي اوست، و اهل سنت ميگويند مفهوم گفته پيامبر كه من كنت مولاه فعلي مولاه، يعني هر كس مرا دوست دارد علي را دوست بدارد و ياري كند، و به دلايل زير مفهوم مولا همين است: به دليل زياداتى كه اضافه بر اين روايت شدهاند و بعضي از علما آن را صحيح قرار دادهاند، چنان كه روايت شده كه پيامبر بعد از آن فرمود: بار خدايا دوست بدار كسي را كه او را دوست ميدارد، و دشمن بدار كسي را كه با او دشمني ميكند. پس دوستي و دشمني كردن، توضيحي است براي جمله (فعلي مولاه) يعني مردم بايد علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- را دوست بدارند.
- پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به خاطر علي توقف نكرد، گرچه علي بيش از اين مستحق بود، ولي منظور اين است كه پيامبر براي استراحت توقف كرد، زيرا سفر از مكه به مدينه سفري طولاني است كه پنج تا هفت روز طول كشيده بود و چند بار پيامبر در آن براي استراحت توقف كرده بود، و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مردم را تذكر داد كه به كتاب خدا چنگ زنند و اهل بيت او را گرامي بدارند و احترام و گرامي داشتن اهل بيت و نيز پيروي كردن از آنها بر آنان واجب است، سپس بعد از اين پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در مورد علي -رضی الله عنه- گوشزد كرد و فرمود: هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي او است.
- دلالت حكم مولا ابن الأثير ميگويد: مولي به معني آقا و مالك و نعمتدهند و ياور و دوست و هم پيمان و بنده و آزاد شده و پسر عمو و داماد است[13]، به همين چيزها مولي ميگويند.
- حديث بر امامت دلالتي ندارد، چون اگر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- خلافت علي را بيان كند چنين كلمهاي را كه احتمال همه اين معاني را دارد نميگفت و بلكه بهتر آن بود كه ميگفت: علي بعد از من جانشين من است، يا علي بعد از من امام است، يا ميگفت: هر وقت من مُردم از علي بن ابي طالب اطاعت كنيد، اما پيامبر چنين سخن قاطعي كه اختلافى اگر پيدا شود را براي هميشه از بين ميبرد نگفت و بلكه فرمود هر كس من مولاي او هستم پس علي مولاي اوست[14].
خداوند متعال ميفرمايد: ﴿فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَلا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْوَاكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾. (الحديد: 15).
«پس امروز نه از شما فديهاى پذيرفته مىشود، و نه از كافران; و جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مىباشد; و چه بد جايگاهى است».
به خاطر شدت پيوستگي و همراهي دوزخ با كافران آن را مولا و دوست آنها ناميده است.
- مولات و دوست داشتن صفت هميشگي علي -رضی الله عنه- و مومنان علي را دوران حيات پيامبر و بعد از وفات پيامبر و بعد از وفات خود علي هميشه دوست دارند، پس در حيات پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مولا و دوست مومنان بوده است و بعد از وفات خودش نيز او را مومنان دوست دارند، پس او مولاي ماست چنان كه خداوند متعال ميفرمايد: ﴿إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ﴾. (المائدة:55).
«سرپرست و ولى شما، تنها خداست و پيامبر او و آنها كه ايمان آوردهاند; همانها كه نماز را برپا مىدارند، و در حال ركوع، زكات مىدهند».
و علي از سران و بزرگان مؤمنان است.
- اگر منظورپيامبر والي و سرپرست ميبود نميگفت: مولي، بلكه ميگفت والي، چون كلمه مولي با كلمه والي فرق ميكند والي از ولايت يعني فرمانروايي، و مولي از ولايه يعني محبت و ياري كردن است خداوند متعال ميفرمايد: ﴿إِنْ تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُكُمَا وَإِنْ تَظَاهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلاهُ وَجِبْرِيلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذَلِكَ ظَهِيرٌ﴾. (التحريم: 4).
«اگر شما دو زن (عايشه و حفصه) به درگاه خداوند توبه كنيد، به راستي كه دلهاي شما از همدستي عليه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به توبه كردن مايل است و دستور خداوند را به سمع قبول دريافته است، و اگر با هم عليه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- متفق شويد، در حقيقت خدا ياور اوست، و همچنين جبرئيل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتيبان او هستند».
- خداوند متعال دربارة قوم ابراهيم -علیه السلام- ميفرمايد: ﴿إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ﴾. (آل عمران: 68).
«سزاوارترين مردم به ابراهيم، آنها هستند كه از او پيروى كردند، و (در زمان و عصر او، به مكتب او وفادار بودند; همچنين) اين پيامبر و كسانى كه (به او) ايمان آوردهاند (از همه سزاوارترند); و خداوند، ولى و سرپرست مؤمنان است».
و منظور اين نيست كه آنها حاكم و رئيس ابراهيم هستند بلكه ابراهيم امام و رئيس آنهاست.
امام شافعي در مورد حديث زيد ميگويد: منظور محبت و دوستي اسلام است چنان كه خداوند متعال ميفرمايد: ﴿ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ مَوْلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَأَنَّ الْكَافِرِينَ لاَ مَوْلَى لَهُمْ﴾. (محمد:11)[15].
«اين (نصرتدادن مؤمنان و فرجام ناميمون براي كفار) براى آن است كه خداوند مولا و سرپرست كسانى است كه ايمان آوردند; اما كافران مولايى و يارى ندارند».
پس حديث بر اين دلالت نميكند كه علي بعد از پيامبر خدا خليفه است و بلكه بر اين دلالت ميكند كه علي ولي از اولياي خداست كه بايد او را دوست داشت و ياري كرد.
[1]- مسلم کتاب فضائل الصحابه حديث 2408.
[2]- ترمذی كتاب المناقب باب من قبل علس حديث 3713.
[3]- مسند احمد 5/347.
[4]- خصائص علی ص 96 شماره 79.
[5]- المستدرک 3/110.
[6]- السلسلة الصحیحة حديث 1750.
[7]- مسند احمد 1/152584.
[8]- پیامبر خالد را برای جنگ یمن فرستاده بود و او بعد از پیروزی کسی را پیش پیامبر فرستاد تا غنیمت را تقسیم کند.
[9]- علی وقتی کنیز را گرفت با آن همبستر شد و بعد بیرون آمد و غسل کرد.
[10]- بخاری كتاب المغازي، باب بعث علي وخالد إلى اليمن حديث 4350.
[11]- ترمذی كتاب المناقب، باب مناقب علي حديث 3712.
[12]- البدایة والنهایة 5/95.
[13]- النهایة فی غریب الحدیث 5/228.
[14]- نوری طبرسی یکی از علمای بزرگ شیعه میگوید: پیامبر به صراحت نگفت که علی خلیفه اوست، بلکه با سخنانی مجمل که دارای معانی زیادی است و باید بوسیله قرینه یک معنی مشخص شود به خلافت علی اشاره کرد. فصل الخطاب 205/206.
[15]- النهایة فی غریب الحدیث 5/228.
بر گرفته از کتاب:
نگرشي نو به تاريخ صدر اسلام

